X
تبلیغات
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

یا علمدار کربلا یاابولفضل العباس(ع)

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

شام غریبان
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 آذر1389ساعت 10:11 قبل از ظهر  توسط کربلایی شعبان ،علی ،مهدی ،محسن   | 

نماز ظهر عاشورا

نماز ظهر عاشورا
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 آذر1389ساعت 10:10 قبل از ظهر  توسط کربلایی شعبان ،علی ،مهدی ،محسن   | 

یا قمر بنی هاشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 آذر1389ساعت 10:7 قبل از ظهر  توسط کربلایی شعبان ،علی ،مهدی ،محسن   | 

یا علی اکبر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 آذر1389ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط کربلایی شعبان ،علی ،مهدی ،محسن   | 

کل یوم عاشورا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 آذر1389ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط کربلایی شعبان ،علی ،مهدی ،محسن   | 

فلسفه شهادت امام حسین(ع)

«شهادت و جهاد امام حسین (علیه السلام)»

شهید ،برترین مجاهد است و شهادت ،عالی ترین مراحل جهاد
جهاد ، از خود گذشتن و از خویش بریدن و به حق پیوستن است .
جهاد ، خواست خدا را بر خواهش دل مقدم داشتن و آن را نادیده گرفتن است .
جهاد ، از جان گذشتن ، از نام گذشتن ، از دوست گذشتن ، از مال گذشتن ، از مقام گذشتن ، از آسایش چشم پوشیدن ، از زن و فرزند بریدن است برای خدا .

جهاد ، خشم و غضب را فرو بردن ، از کینه توزی دست برداشتن است ، برای خدا .

کاری است نه آسان ، دشوار و بسی تلخ .
جهاد ، بر خلاف خواسته دل حرکت کردن و فقط براساس رضایت الهی است .
جهاد ، اصلاح را از خود آغاز می کند و دیگران اصلاح را از دیگری .
مجاهد خود را برای هدف می خواهد ، نه هدف را برای خود . راهی را که به سوی هدف می رود بر می گزیند و از راهی که به سوی خواسته دل می رود می گریزد .
مجاهد  مهربان است ، خوش خو و خوش اخلاق است ، صبور است ، گذشت دارد ، خیر خواه بشر است ،
امام حسین مجاهد بود ، پدرش مجاهد بود ، برادرش مجاهد بود ، جدش مجاهد بود ،پس باید دوستان و رهروانش هم مجاهد باشند .

 

« راز شهادت امام حسین (علیه السلام)»

ا : بیدار کردن انسانهای غافل .
2 : چراغ راهنمای بشر .
3 : اراده را در افراد ایجاد کردن و دفاع از اسلام .
4 : از بین بردن ظلم و فساد .
5 : اسلا م را زنده کردن .
7 : آبیاری درخت فضیلت و نیکو کاری .
8 : آب حیات بشریت .

«شعار امام حسین (علیه السلام)»

1 : یگانگی و یکرنگی میان مسلمین .
2 : اهمیت به نماز و نماز اول وقت را به پا داشتن .
3 : بر پایی دین انسانها در قلب و رفتار و کردار .
4 : اخلاص در عمل ( همه کارها برای رضایت خداوند )
5 : احیای امر به معروف و نهی از منکر در بین جامعه .
6 : طرفدار حق باشید همیشه سر فرازید .

«ویژگی یاران امام حسین (علیه  السلام)»

1 : در کارهای خوب معروف و شناخته شده بودند .
2 : در ظاهر و باطن افرادی مودب و تمیز بودند .
3: همیشه قرآن را تلاوت می کردند .
4 : اهل مطالعه و علم عالمین را دوست داشتند و احترام می گذاشتند .
5 : همه کارهایشان را برای خشنودی خدا انجام می دادند .
6 : به قول و عهد خود عمل می کردند .
7 : در همه کارها اول حرف امام خود را گوش می کردند .
8 : شجاعت در برابر کارهای زشت و ناپسند .

شهادت امام حسین ( علیه السلام ) را به امام زمان (عج ) و دوستداران آن حضرت تسلیت می گوییم .


+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389ساعت 10:15 قبل از ظهر  توسط کربلایی شعبان ،علی ،مهدی ،محسن   | 

سلام بر حسین

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389ساعت 10:8 قبل از ظهر  توسط کربلایی شعبان ،علی ،مهدی ،محسن   | 

یا حسین

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389ساعت 10:7 قبل از ظهر  توسط کربلایی شعبان ،علی ،مهدی ،محسن   | 

ــ امان نامه عمرو بن سعيد والى مكّه

ــ امان نامه عمرو بن سعيد والى مكّه


زمانى كه سيّدالشهداء عليه السلام مى خواستند از مكه خارج شوند، عمرو بن سعيد به آن حضرت نامه اى نوشت

و حضرتش را نصيحت نمود كه  اگر خوف دارى و مى ترسى من به تو امان مى دهم و تو از اهل شقاق و جدايى

و فتنه گرى نباش(!) 1




اين امان نامه به درخواست محمّد بن حنفيّه ـ و يا عبداللّه بن جعفر ـ از جانب عمرو براى سيّدالشهداء عليه السلام نوشته شده بود.

عجيب اين كه وقتى آن حضرت به اين نامه اعتنايى نكردند و به راهشان ادامه دادند، همين فرد با اين دل سوزى ظاهرى اش،

در نامه اى به ابن زياد نوشت:

حسين به عراق مى آيد و آن چه را بايد انجام دهى، انجام بده (!)

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط کربلایی شعبان ،علی ،مهدی ،محسن   | 

« نقش اهل كوفه در شهادت امام حسين (عليه السلام) »1

 
« نقش اهل كوفه در شهادت امام حسين (عليه السلام) »




ــ كوفيان دعوت كننده امام حسين (ع) :


گروهى از مردم كوفه با نوشتن نامه هايى يا با فرستادن نماينده، امام حسين عليه السلام را به كوفه دعوت كردند و بر اين امر اصرار ورزيدند.

در اين بخش، به شناسايى و بررسى آن افراد مى پردازيم.

اكنون اين پرسش مطرح است كه آيا دعوت كنندگان، شيعيان حقيقى و راستين اهل بيت عليهم السلام بوده اند؟!

اگر از شيعيان بوده اند عاقبت و سرانجام آن ها چه شده است؟




وهّابيان و پيروانشان از اين پرسش استفاده كرده و مى گويند:

«  خود شيعيان حسين بن على (عليه السلام)  را دعوت كردند و همان شيعيان او را كشتند و هم اكنون براى او عزادارى مى كنند (!) »



اين سخن شبهه اى بيش نيست كه بايستى با تحقيق و بررسى پاسخ داده شود و مشخص شود كه چه كسانى امام حسين عليه السلام را به كوفه دعوت كردند؟

البته مراد از دعوت كنندگان همان شخصيت ها، اشراف و افراد موجّه شهر كوفه هستند، نه افراد عادى قبيله ها.


به راستى فراخوانان امام حسين عليه السلام به كوفه چه كسانى بوده اند؟



اين پرسش را با نگاهى به اوضاع آن روز كوفه بررسى و پاسخ مى گوييم.








وضعيت كوفه نابه سامان بود.

نعمان بن بشير طبق دستورى كه داشت با مردم به مدارا رفتار مى كرد و فضايى امن براى همه ايجاد نموده بود،

به گونه اى كه اصحاب حضرت مسلم عليه السلام رفته رفته مشخص و شناسايى شدند.

در چنين شرايطى، يزيد با سرجون به مشورت پرداخت. او به يزيد گفت: اگر پدرت زنده شود و به تو دستورى دهد از آن اطاعت مى كنى؟

يزيد گفت: آرى!

در اين هنگام سرجون نامه اى از معاويه را بيرون آورد و به يزيد نشان داد كه معاويه حكم ولايت كوفه را به خط خود براى عبيداللّه بن زياد

نوشته بود كه در وقت مناسب، سرجون آن را به يزيد بدهد. اين مطلب در مدارك و منابع فراوانى آمده است. (1)





ــ يكى از شواهد ما بر اين ادّعا كه شهادت امام حسين عليه السلام بنا بر نقشه پيشين معاويه بوده، همين نامه سرجون و اتّفاقات بعد از آن است.

يزيد پس از دريافت نامه پدر، ابلاغ حكم پدرش را به همراه نامه اى براى ابن زياد فرستاد.

در آن نامه نوشت: يا مسلم را دست گير مى كنى و براى من مى فرستى و يا او را به قتل مى رسانى.



ــ از سويى، نعمان والى سابق كوفه، محترمانه به طرف شام حركت كرد.

وقتى به شام رسيد، يزيد او را به منصب رياست قوه قضائيه شام منصوب كرد و حال آن كه اگر نعمان در وظايف خود

در كوفه سهل انگارى كرده بود، بايد او را سرزنش و بازخواست مى كرد، نه اين كه به او مقام ديگرى بدهند

و بعد از مدتى به عنوان والى شهر حمص منصوب گردد.



ذهبى در معرفى نعمان مى نويسد:

او از ياران نزديك و همراهان معاويه بود و بعد از اين كه او را از ولايت كوفه عزل كردند، نزد يزيد محترم و از جايگاه خاصى برخوردار بود. (2)



آيا از همه اين امور نمى توان حدس زد كه برخورد ملايم نعمان با حضرت مسلم (عليه السلام) و يارانش

از روى نقشه و برنامه از قبل تعيين شده بود؟
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آذر1389ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط کربلایی شعبان ،علی ،مهدی ،محسن   |